یاس خاطره ها...

در و دیوار،

تاریکی و رنج،

و هزاران هزار خاطره سپید، که به زنجیر در آمدند...

 

کی می آیی، تا رها سازی پرنده عشق را...

 

/ 4 نظر / 4 بازدید

با خیل گلهای سرخی که براتون میاد دیگه جا واسه کامنتای کوچولوی من نمیمونه!!! خاطره ها آزادند پرواز می کنند این ماییم که در زنجیر مانده ایم خوش به حال .....

شاید آن روز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد... خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینجور نوشت: هر گلی هم باشد چه شقایق چه گل پیچک و یاس تا نیاید مهدی زندگی دشوار است... زندگی زیبا نیست...