غرور بلورین

 

سَأصرفُ عَن ءَایَتیَ الّذینَ یَتَکَبّرُونَ فِی الأرض ِ بغَیرِِ ِ الحَقِّ(146-اعراف)

به زودی کسانی را که در زمین به ناحق تکبر می‏ورزند و خود را برتر از همه می‏شمرند، از توجه و گرایش به آیات خود باز می‏دارم...

 

دیگر بحث نشنیدن و نفهمیدن نیست! شیشه بلورین غرور که زرق و برق کنگره‏های پر نقشش، نه برای روشنی سیاهی، که به سان تیری سوزان بر چشمان اطرافیان می‏آراید، چنان قفسی محکم به دورت می‏سازد... شاید روشن باشی، آری، براق و سوزان، همین است که دیگر نمی‏توانی سپیدی دلربای خورشید را به خود ببینی... کور می‏شوی، کور می‏سازی، کور می‏مانی...

 

حال، از ترک خوردن این شیشه مرا می ترسانید؟... بزنید و بتازید، بگذارید ترک که هیچ، شکستن که سهل، خاک شدن و نرم شدنش را جشن پایکوبی‏تان قرار دهم، بگذارید رقصتان را بر خرده‏های دلم ببینم، بگذارید شادی‏تان را بر له شده‏های غرورم ببینم... بگذارید تا از سیاهی و تاریکی غرور شکسته‏ام، روشنی آفتاب و ماهتاب آسمان را حس کنم، آنگاه، من نیز به پایکوبی رقص شما، خردترین ذره‏های له شده وجود غرورانگیزم را، مسند آوازم قرار می‏دهم...

 

خدای من، من از تک نقطه غرورم، از تک خال محبت تو، از داشتن معشوقی چون تو، نمی‏خواستم که به قصری اینچنین ذلت‏بار فرود آیم، من به دنبال اثبات مُهر مِهر تو بودم تا نشانشان دهم:

که سجده بر پایم، به سان سجده بر خدایم است، که من، لیاقت جدا بودن از او، و در کنار او بودن و در کنار او ماندن را دارم، که من اگر نه خدایم، که برترین آفریده خدایم...

اما، به من رحم کن، که اینچنین سرشکسته گشتم و خوار، و بزرگی کن به سان مهربانی همیشگی‏ات، و از این ذلت، نجاتم ده، مبادا که تنهایم بگذاری...

 

لَئِن لَم یَرحَمنَا رَبّـُنَا وَ یَغفِر لَنَا لَنَکُونَنّ مِنَ الخَسرینَ(149-اعراف)

 

 

/ 0 نظر / 6 بازدید