در این آخرین لحظات ماه رجب، در این وداع با یا من ارجوه گفتن‏ها، و در این دمدمه آمدن شعبان؛

 

سلام.

 

... این لبخند، لب‏ها کو؟ موج آمد، دریا کو؟ ... (سهراب)

 

 

در مقــامی که به یاد لب او می نوشند

سفله آن مست که باشد خبر از خویشتنش (حافظ)

 

 

زندگی آدمی، پر است از چراها و چاره‏ها؛ خوش به حال آنی که چرا و چاره‏اش، ناب باشد و پاک...

 

 

پی‏نوشت: نظرات زیادی هستند که نیازمند جوابند، سر فرصت... کاش می‏شد ساده‏تر شناخت!

 

/ 6 نظر / 5 بازدید

شرط عشق است كه از دور شكايت نكند نيك از شوق حكايت به زبان مي آيد ببينيد من فكر مي كنم مي شه ساده تر شناخت. اين آدم هست كه ميل به پيچيدگي داره. مگر نه اينكه تو هر لحظه مي توني با تمام وجودت باهاش ارتباط برقرار كني، بي مقدمه، بي تشريفات... با نام و نشون با درونت... اما اين آدم بود كه براي رسيدن يه راه ديگه رو انتخاب كرد، زمين رو... و از اول راه پيچيده شديم... "اِنَّا عَرَضْنَا الْاَمَانَةَ عَلَی السَّمَاوَاتِ وَالْاَرْضِ وَالْجِبَالِ فَاَبَیْنَ اَن یَحْمِلْنَهَا وَاَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْاِنسَانُ اِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا" ﴿احزاب 72﴾ ولي اگه به ذاتمون رجوع كنيم كه جزئي از روح خداست، مي بينيم كه همه چيز خيلي ساده هست... همون خداي قدرتمند و حكيم، همون خدايي كه در جايي مي فرمايد: "انه كان ظلوما جهولا"، خودشو اينجوري معرفي مي كنه: « فانی قریب اجیب دعوة الداع » (بقرة 186 ) « و نحن اقرب الیه منکم ولکن لا تبصرون » (واقعه 85 ) «نحن اقرب الیه من حبل الورید» (ق-۱۶) « یا ایها الذین امنو استجیبوا لله و لرسول اذا دعاکم لما یحی

« یا ایها الذین امنو استجیبوا لله و لرسول اذا دعاکم لما یحییکم و اعلموا ان الله یحول بین المرء و قلبه » به نقلی: هیچ هدیه ای بالا تر از این نیست که انسان بداند چقدر به خدا نزدیک است و ازآن مهم تر خدا چقدر به او نزدیک است در شروع این ماه عزیز چند آیه آخر هدیه ای تقدیم به وبلاگ دوست دلها التماس دعا

خسته، آزرده، درمانده و بي‌همــدم. ((... بسوز كه سزاوار اين سوختني، بساز كه مجبور به اين ساختني، اين بر تو كه مورد قهر خدا قرارگرفتي رواست تا ديگران عبرت بگيرند و در اجراي فرمان حق قصور نكنند ... سبحانك يا رب سبحانك يا رب ... من خود مي‌دانم مستحق اين بختم، اين عذاب را به جان خريدارم تا كه خود نظري كني سبحانك ((…صدايي آشناست، صدايي كه نوازشگر لحظات مجروحِ فطرس است؛ آري صداي بالهاي نازنين روح‌الامين است ((... آرام بگير فطرس گوش كن گويي او تنها نيست خيلِ فرشتگان خدا نيز با او هستند؟! رفيق پرشكسته، فطرس! كاش موردِ قهرِ خدا نبودي، ومي‌ ديدي كه چه خبر شده؟ آري نوري و مولودي از نورِ خدا خلق شده او عزيز دل مصطفي كه نه! خودِ مصطفي است ((...خدايا، اي خدايِ مهربان مرا با روح‌الامين راهي كن كه عرضِ تـــبريك به رسولِ تو داشته باشـــم..)) (( بيش از اين معطلي جايز نيست؛ فطرس را هم با خود مي‌بريم به بركت اين مولود، آتش قهر خدا فرونشسته و اجازة همراهي او با ما داده شده، زيرِ بالهايش را بگيريد)) ...... جبرئيل با پيغمبر زمزمه مي‌كند همه ساكت شدند، چشم به لبهاي رسولِ خدا دوختند امّا چرا پيغمبر خدا اشك مي‌ريزد ... به

به ناگاه با صداي دلنشين نبي شوري به پا شد حسين . ... حسين؟ ... حسين! ... اين نام براي همه آشناست. براي همه ملائكه، براي همه انبياء و براي همة عالمِ، اين نام نامي است كه همة ملائكه، همه انبياء و همة عالم را دگرگون كرده است. همه مي‌خواهند براي او لالايي زمزمه كنند و در اين بين فطرس از همه مشتاق‌تر، خود را به گاهوارة حسين نزديك كرد. بالهاي شكسته خود را به گهواره او زد؛ غرق در راز شد، نه! غرق در نياز شد (( ... ديگر تنها نخواهم ماند ديگر خسته نخواهم شد، بعد از اين نام تو مونسِ من است ذكر من بعد از اين در آن جزيرة تنهايي اين خواهد بود: سبحانك يا رب الحسين)) شايد فطرس نفهميد امّا همه ملائكه ديدند كه به يكباره بالهاي شكسته و سوختة فطرس ترميم شد و يا بهتراينكه، بالهاي نو بدست آورد. امّا فطرس عجيب زمينگير شده و اگر خواست خدا نبود، او از كنار گهوارة حسين تكان نمي‌خورد )). گويا ندايي از غيب مي‌گفت: با عشق شرح راز كن، بر جمله عالم ناز كن، پرهاي خود را باز كن، پرواز كن پرواز كن ... میلادش مبارک از سایت مرکز نشر اعتقادات

«الهی، لم یکن لی حول فانتقل به عن معصیتک الا فی وقت ایقظتنی لمحبتک» که ترجمه‌ی آزادش می‌شود این که «خدایا! مرا تاب آن نیست که از معصیتت بگریزم مگر وقتی که مرا به محبتت بیدار کرده باشی» مناجات شعبانیه

به بهانه میلادش بارها در کوچه پس کوچه های این رابطه ،گیج و منگ و گم می شدم. می ماندم که کدامیک از این دو مرادند و کدامیک مرید؟ مراد حسین است یا علی اکبر؟ اگر مراد حسین است-که هست-پس این نگاه مریدانه او به قامت علی اکبر، به راه رفتن او ، به کردار او و حتی به لغزش مژگان او از کجا آمده است؟! و اگر محبوب، علی اکبر است پس این بال گستردن و سر ساییدن در آستان حسین چگونه است؟ قسمتهایی از کتاب پدر عشق پسر